|
همه جا احساس شادی و امنیت کنیم،
با هم دوست باشیم،
آرامش و اقتدار درونی را تمرین کنیم،
بر خور مسلط شویم.
- اگر شناخت کلی ما مبتنی بر پذیرش سیستم هستی باشد،
و اراده را بر ساختن و تغییر خویشتن معطوف کنیم،
بسیار راحت تر و آرام تر می توانیم زیست کنیم و از دردسر های خودخواسته زندگی خلاص شویم.
باور کنید! همه چیز به خودتان بستگی دارد.
- در هیچ شرایطی امید و نگاه مثبت را فراموش نکنیم.
و رنج کشیدن را تمرین کرد،
و خود را حتی برای بالاترین رنج ها آماده کرد.
انسان باید بر خوردش مسلط باشد،
انسان باید از آسیب پذیری خارج و ترس فراموش کند.
انسان باید بداند که جهان هیچ وقت به تمامی کنترل نمی شود ولی روحیه چیز قابل کنترلی است.
اگر از رنج بترسی ،حتما دچار رنج و بدبختی پایدار خواهی شد.
رنج باقی ماندنی نیست،این ترس است که مثل خوره با تو خواهد ماند و گوهر وجودت را خواهد خورد.
رسیدن به تعادل و ثبات و سلامت روانی و شناختی و دوری از ترس و رنج می تواند افتخار بزرگی برای
هر انسانی باشد.
اراده معطوف به قدرت.
اگر نتوانیم خودمان را ببخشیم چگونه می توانیم دیگران را ببخشیم؟!
چگونه گره های ذهن خود را باز کنیم؟!
- از چه می ترسی؟
آیا برای یک انسان مشکلی بالاتر از مرگ وجود دارد؟
مرگی که به سراغ همه خواهد آمد.
پس با شجاعت زندگی کنیم و توهماتمان را فراموش کنیم.
- در همه چیزهای بد،در همه چیزهای بدرد نخور و بی ربط،
در همه سختی ها ،
شاید روزنه ی امیدی به سوی شادی بزرگ وجود داشته باشد.
- تا دنیا بوده،تا انسان بوده،جنگ هم بودذه،غم ها و غصه ها و مصائب و...
-توجه کن،
از سرکوب هزار نوع مشکل بوجود می آید!
خودت را سانسور و سرکوب نکن.
-چرا من نباید خوب و شاد زندگی کنم؟
من باید خوب و شاد زندگی کنم،هیچ مانعی وجود ندارد.
باید از زندگی لذت برد.
هر چه هستیم از رویاهای کودکی ست.هر چه هستیم از رویاها و تصورات است.
من در جهت همان آرمان ها و رویاهای کودکی زندگی می کنم و نقشه های کودکی ام را عملی می
کنم و آن رویاها و برنامه ها را به واقعیت بدل می کنم،شما هم احتمالا همین کار را می کنید.
در زندگی خود جستجو کنید ،ببینید که مسیر زندگی تان نمود رویاهای کودکی تان است و شاید
فراموش کرده اید.
" ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای"